Monday, October 31, 2011

Doing a PhD in computational sciences will make also a blogger out of you!!!

Saturday, October 29, 2011

هرطور هم که حساب کنی، تنهایی پاییزی عادلانه نیست...

Friday, October 28, 2011

بدبختیامو چیدم جلوم، همینطور کنار هم
بعد همینطور زل زدم بهشون، اونام همینطور متقابلا
راضیم ازشون، یکیشون نیگا نمیکرد فقط، نمیدونم چشه

Thursday, October 27, 2011

According to the definition, a researcher is a person or thing that takes a certain amount of coffee per day and turns it to some not necessarily meaningful results.
You may say i'm a dreamer / but i'm not the only one ... du du du

پ: با ریتم جان لنون خوانده شود

Wednesday, October 26, 2011

آنچه آغاز بود انجام نشد، آنچه انجام بود آغاز نشد

پ: با تلخیص و تصرف از سعدی

Monday, October 24, 2011

There is one thing i'm very experienced at: making things in a delicate manner, and then ruining them :S
Wise is beautiful

Friday, October 21, 2011

خدا که آدمو دُرُس کرد، فقط خودش زیرشُ لایک زد
 ...
یَنی اینقد تنها بود

Monday, October 17, 2011

شب پر شدست از من و من از زردی پاییز

Sunday, October 16, 2011


ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی ... 

Friday, October 14, 2011

آخرش بیلبو ازش می‌پرسه، هنوز اون حلقه رو داری؟ دوست دارم یه دفه دیگه ببینمش؟
فرودو خیلی ساده جواب میده،‌ فکر کنم  گمش کردم
خیلی ساده

پ: یه چیزایی رو نمیشه/نباید توضیح داد


به تعداد آدم‌های روی این کره لعنتی، راه برای نرسیدن وجود دارد
...

Thursday, October 13, 2011

همیشه راهی نیست 
...

Wednesday, October 12, 2011

استیو که جاب سابمیت کردی همه عمر / دیدی که چگونه جابِ استیو ترمینیت شد؟
یه جاهایی از دنیا هم سعی کردن آدم‌ها رو شبیه مجسمه‌ها کنن
...
خب لابد مجسمه‌ها رو شبیه آدما درست کردن سخت‌تر بوده یا شایدم مجسمه‌ها کیوت تر از آدما بنظرشون میومده
حالا هرچی اصلن

Monday, October 10, 2011

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت /  باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
بی حاصلی و بی خبری بود
بی خبری بود
خبری بود
خبری بود؟؟؟
کی بود؟؟؟

Saturday, October 8, 2011

بقول یه دوستی "باید بلد بود با پاییز رفاقت کرد"ه
یه پسر بچه ای هم هست تو همسایگیم، هروقت بطور اتفاقی آفتاب در میاد، یه ذره بین میگیره دستش، با تلاش فراوان سعی میکنه باهاش یه چیزیو بسوزونه، انگار داره آفتاب رو دوباره کشف میکنه
...
خواستم بگم اینجور در مضیغه اند این مردم
يه سري هم هستن، كه عرب هستن، بعد بجاي ipad ميگن ibad 
...

Friday, October 7, 2011

چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند
...

Thursday, October 6, 2011


اگر کامنت ندارید، حداقل لایک بزنید

پ: از فرمایشات آن حضرت خطاب به ایمان نیآوردگان

Wednesday, October 5, 2011

"Freedom is not free"

You have to fight for that, sometimes, even with yourself

Monday, October 3, 2011

به این پروفایل لینکد-اینم که نیگا می‌کنم، خودم خندم می‌گیره

Sunday, October 2, 2011

شما با دن کیشوت‌های سمت لامانچا نسبتی دارین؟
بله،‌ من سانچوشون هستم

Saturday, October 1, 2011

شوری برپا کردند در سالن، پدر و دختر
...