Saturday, December 31, 2011

عمر من مرگی است، نامش زندگانی
...

- پژمان بختیاری -

Friday, December 30, 2011

و قرص ماه در خیابان نم زده ی منتهی به ایستگاه کامل میشود
و دوباره به نازکی میگراید
کنار معبد شش گوش
و من باید ادامه دهم
تا تاریکی
...

Thursday, December 15, 2011

یلدای ما فکر سحر نمیکند
...

Wednesday, December 7, 2011

و من چرا هی پست هایم را با "و" شروع می کنم؟؟
و بین ما فاصله‌ای بود به اندازه‌ی دو خطِ نزدیکِ موازی
و به آنها بوگو‌ من [مورفی] از رگ گردن به شوما نزدیک‌ترم

Friday, December 2, 2011

چند وقتیست برای جاهای خالی کلمه مناسب پیدا نمی‌شود

...