Wednesday, May 30, 2012

از زیر سنگ یه قلم گیر آوردم، شجریان میزارم و با مرکب خودنویس پارکر تمرین خطاطی میکنم
خعلی خوبه
 وقتی مینویسم یه جایی بین کودکی و پیری معلقم  یا هر دو رو با هم حس میکنم یا نمیدونم یه حس خوبیه خلاصه
وقتی بدون دغدغه قلم رو روی کاغذ حرکت میدی، بدون ترس 

خطاطی یه شجاعت خاصی میخواد





Tuesday, May 29, 2012

دست و پا میزنیم
بین اینجا و آنجا
بین صدا و سکوت
بین غریبی و آشنایی
بین دو نسل
بین رفتن و ماندن
بین خوب و بد
بین خود و خویش
بین زندگی و مرگ
...

شاید باید آرام گرفت
و فرو رفت در اعماق
شاید در تاریکیِ سنگینِ سکوت، باریکه نوری میخواندم

- همینطوری جهت خالی نبودن عریضه -

Sunday, May 27, 2012


هر چه از دست میرود بگذار برود 
چیزی که به التماس آلوده باشد نمیخواهم
 هر چه باشد
 حتی زندگی
...

ارنستو چگوارا

Friday, May 25, 2012

هوا هم بس ناجوانمردانه خوب شده 

Monday, May 21, 2012


گر به همه عمر خویش با تو برآرم دمی 
حاصل عمر آن دمست
باقی ایام رفت
باقی ایام رفت
باقی ایام رفت
ر ف       ت


-سعدیِ جان-

Saturday, May 19, 2012

مزرعه، ماه نو، داس
یک نفر همین حوالیِ نزدیک
دارد حافظ می خواند

-سید علی صالحی-

Wednesday, May 16, 2012

چشم ها را باید شست
با مایع سفید کننده گلرنگ

Saturday, May 12, 2012

We all pay for unsaid words and undisclosed feelings ...
گرمی دست هایِ تو، قلبِ یخزده یِ من
و فاصله چه بیهوده مینماید

روز مادر
بیست و سوم اردیبهشت یک هزار و سیصد و نود و یک

Thursday, May 10, 2012

شبا صداش میاد، خش خش خشششش
یه دفه هم دیدمش دوید رفت زیر یخچال، خاکستریِ تیره بود، به نوک مدادی میزد
حال ندارم بندازمش بیرون، مونده دیگه، دوتامون از تنهایی در میاییم
هرچی نباشه نون و نمکمو خورده
...

Tuesday, May 8, 2012

1000

Tuesday, May 1, 2012

فردوسی طوسی میتونست یه رنگ دیگه باشه خُب